پرهامپرهام، تا این لحظه: 8 سال و 2 ماه و 24 روز سن داره

نی نی کوچولوی ما

چشم بد دور که هم جانی و هم جانانی

عشق می تواند جانشین همه نداشتن ها شود. دکتر شریعتی

برای ۸ سالگی پسرم

از خدا خواستم دست هایت را بگیرد و بگذار همانجایی که به آن تعلق داری تا ترس ها و دلتنگی ها سد راه شادی هایت نشود. از خدا خواستم اراده قوی در دلت به راه بیاندازد که با هر دشمنی درگیر جنگ باطل آدم هایی نشوی که خوشانم نمیدانند از این زندگی چه میخواهند. قهرمان زندگی خودت باشی و خانه ی دلت را آنجایی بنا کنی که ارزش ثانیه به ثانیه نگاه ها ،گذشت ها و دوست داشتن های نابت را داشته باشد پسر خوب و قشنگم ،پرهام ۸ ساله ی من،خیییلی خییییلی دیر اومدم و تولدتو که شهریور بوده اینجا ثبت میکنم اولین باره که برای ثبت تولدت این اتفاق میفته عذر میخوام،یکی از دلایش این بود که درس و مدرسه ت از تیر شروع شد و اینقدر مشغول بودیم که وقت نمیشد،یه دلیل دیگه ...
9 آذر 1400

پسر ۸۷ ماهه ی من

پسرم....! شاد و خندان باش. این تعریفی حقیقی از دینداری است. غمگین بودن گناه است و شاد بودن پرهیزکاری،اگر بتوانی با تمام وجود و از ته دل بخندی،زندگی ات مقدس خواهد شد. خنده ای از ته دل و با تمام وجود،پدیده ای یگانه و بی همتاست. پس وقتی میخندی،بگذار تمام سلول های بدنت به همراه تو بخندند. بگذار خنده از فرق سر تا نوک پایت گسترش یابد. بگذار به ژرف ترین و درونی ترین نقاط وجودت برسد. آنگاه حیران خواهی شد که چگونه خنده تو را راحت تر از هر عبادتی به خدا نزدیک می سازد. مردم غمگین همه ی گذشته ی خود را به تسخیر در آورده اند.آنان از تسلط بر دیگران لذت می برند. آنان هیچ تفریح دیگری ندارند مگر تسلط بر انسانها و سلب آزادی آنان. ...
3 دی 1399

و اما تولد بهترین بابای دنیا

شهریور دلتنگ ترین ماه سال است چون نه مثل تیر،لجباز و یک دنده است نه مثل مرداد بادی به هر جهتی شهریور یک ته تغاری محکم است راستش را بخواهید اصلا شهریور جنسش نخی و خنک و تابستانی نیست بلکه یک دلداده ی تمام عیار است که پای تمام عاشقانه هایش می ایستد. هر چند که چند روز از تولد باباجون مه بون گذشته،اما حیفم اومد که اینجا ثبتش نکنم پایدار و برقرار باشی بابای خوبم ما عاااااشقتیم❤️ ...
8 مهر 1399

7سالگیت مبارک ماه من

برایت اینگونه دعا میکنم ۷ ساله ی زیبای من دعا میکنم لبخندهایت از ته دل باشد و غصه هایت سطحی و زود گذر دعا میکنم،مسیر موفقیتت هموارباشد و انگیزه های صعود و پروازت بسیار....... دعا میکنم هرگز در پیچ و تاب زمانه بی پناه نباشی هرگز دلت نگیرد؛ و چشم های روشنت،هیچ زمانی خیس و اشک آلود نباشد من خوشبختیت را ،شادی ات را،آرامشت را،  من آرزوهای زیبای تورا آرزو می کنم. آرزو میکنم به معنای واقعی زندگی کنی....پسر خوبم خیلی با تاخیر اومدم به وبلاگت،چون مشکل داشت صفحه م،پسر زیبام عاااااااشقتم سالم و سلامت و سرسبز و سر زنده و سر افراز باشی همیشه اولین تولد دسته جمعیت،همیشه خانوادگی میگرفتیم ...
8 مهر 1399

سال ۹۹ مبارک

یک هزار و سیصد و هرسال تو نیت هر آرزو ،هر فال تو احسن الحال منی با خنده هات کاش باشی عید من ،امسال تو برای امسالت گل پسرم سین،سلامتی،سر مستی،سر خوشی،آرزو میکنم،الهی غرق آرامش باشی،الهی به هر آنچه که دلت میخواد برسی تاج سرم....   ...
5 فروردين 1399

پسر ۷۸ ماهه من

قوی باش خوب من از این دوره کلافگی و بحران هم به سلامت عبور خواهیم کرد! روح خسته ات را بعد از این فشارهای پیاپی در آغوش بگیر و آرامَش کن.بگو چیز مهمی نیست ،تو سخت تر از این را هم پشت سر گذاشتی و مقاومت کردی،محکم بمان روح بلند پرواز من! قرار نیست همیشه میزبان درد باشی،روز ها و اتفاقات خوب هم میرسند. این طاعون هم پشت سر خواهیم گذاشت،تاریکی ها کنار خواهند رفت،خورشید خواهد تابید و "با سیلِ" این تباهی و درد ،در آغوش آفتابِ داغ امید خواهد سوخت. مراقب روحت باش و قوی بمان، "امید"تنها روزنه ی گریز از این تاریکی ست... قوی بمان.                       ...
5 فروردين 1399

مادر نوشتنت مبارک

حال من خوب است. چون میتوانم تو را ببینم و آرامش بگیرم،... ودستان مهربان خدا را ببوسم... انگار که خبرهای خوبی در راه است... دنیا هنوز قشنگیاشو داره،مثل تو پسرم؛ امروز وقت یه برگ جدیده... یه کار نو،یه هدف جدید..یه روزنه ی زیبا قشنگم....؛ مواظب امروزت باش،مواظب تک تک لحظه هات باش. به اندازه تمام لبخندهایی که بهم هدیه دادی عاااااشقتم و دوستت دارم "مادر" نوشتنت مبارک عزیز لحظه هام   این برگه رو من قابش میکنم و برای همیشه نگهش میدارم.❤️     ...
28 دی 1398

هفتادو ششمین ماهگرد پسرم

پسرم!مراقب باش؛ اینجا زمین است؛اینجا زمین گاهی خشک و سخت و گاهی نرم و نمناک است. اما باید طوری زندگی کنی که همیشه ردپای بودنت برای جهان و جهانیان بماند. نگذار زمین و آسمان سرنوشت تو را تعیین کند واین را بدان نه آمدنمان دست خودمان است،نه رفتنمان. اما آمدن و رفتن دو نقطه اند،اینکه چگونه به هم وصل می شوند،هنر آدم بودن و آدم ماندن ماست. سلام پسرک خوده خودم،۴ ماه تمام از مدرسه ت گذشته و من همچنان صبحا که بدرقه ت میکنم،برات ایه الکرسی میخونم و راهیت میکنم،تا تو ،تو مدرسه ای چند بار تو خونه میخونم که خدای خوبم اونجا مواظبت باشه،تمام فکرم پیشته که نکنه زمین بخوری،نکنه دعولت بشه با دوستی،نکنه پسرم سوالی ازش بشه و جوابشو ندونه، اونوقت خ...
28 دی 1398

یلدای ۹۸

دو قدم مانده که پاییز به یغما برود🍁 این همه رنگ‌قشنگ از کف دنیا برود🍁 گله ها را بگذار🍁 ناله ها را بس کن🍁 روزگار گوش ندارد که تو هی شکوه کنی🍁 زندگی چشم ندارد که ببیند اخم دلتنگ تو را🍁 فرصتی نیست که صرف گله و ناله شود🍁 تا بجنبیم تمام است ،تمام!🍁 این شتابِ عمر است🍁 من و تو باورمان نیست که نیست🍁 پسرم قشنگم ششمین یلدای قشنگت مبارک،یلدای خوشکل دختر آذر بانو ،نوه ی حضرت پاییزم دل سپرد به پسر ننه سرما و رفت خونه بخت،الهی بختش قشنگ،ان شاءالله که هزارتا یلدا را کنار هم باشیم و دور هم شب نشینی کنیم و بخندیم. از جشن یلدای مدرستونم که نگم برات که چقد مفصل بود و معلم موسیقیتون براتون موزیک زنده زد و آهنگ خوند ولی...
4 دی 1398