پرهامپرهام، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه و 14 روز سن داره

نی نی کوچولوی ما

چشم بد دور که هم جانی و هم جانانی

پرهام وابسته به مامان!

سلام پسمل شیطون من! عزیز دل من تو الان 8 ماه و 16 روز داری یعنی برای من و بابایی توی بهترین سن هستی و الان اوج شیرین کاریات و ادا در آوردنات و شیطونیاته.... اما مامانی اومدم یه کم باهات دردل کنم عزیزم این روزا من حسابی فکرم مشغوله یا بهتره بگم ناراحتم چون اصلا مثل قبل آروم نیستی اصلا روی زمین نمیخوابی تا من یه ذره به کارام برسم ،با هیچ کس جز من و بابایی هم سازگار نیستی ،تو بغل هیچ کس نمیری ، هر کی دستش و میاره سمتت تا بغلت کنه جیغ میزنی موقعی که من دارم کارای خونه رو انجام میدم هم باید بغلم باشی ، همش باید صورت من سمت تو باشه اگه برگردم گریه میکنی خلاصه که حسابی به من وابسته شدی خیلی نا امید شدم من همون اول راه توی تربیتت که چقدر هم برام ...
6 خرداد 1393

پناهگاه امن خانه

              من نبودم و تو بودی؛ بود شدم و تو تمام بودنت را به پایم ریختی؛ حالا سالهاست که با بودنت زندگی میکنم؛ هر روز،هر لحظه،هر آن و دم به دم هستی؛ ببخش که گاهی آنقدر هستی که نمیبینمت؛ ببخش تمام نادانی ها و نفهمی ها و کج فهمی هایم را؛ اعتراض ها و درشتی هایم را، و هر آنچه را که آزارت داد؛                دستانت را میبوسم و پیشانیت را؛ که چراغ راه زندگیم بودی و هستی و خواهی بود؛ خاک پایت هستم تا هست و نیست هست؛ به حرمت شرافتت می ایستم و تعظیم میکنم. پدرم ؛پناهگاه امن خانه ما  تو ش...
23 ارديبهشت 1393

پرنس 8 ماهه

پرنس زیبای من 8 ماه از زندگی زیبات گذشت؛ و8ماهه که به سبب حضور زیبای تو من مادرم و خوشحال از اینکه مادر توام؛ 8ماهه که به کل دیدم به زندگی تغییر کرده،همه چیز را با تو زیبا میبنم؛ یک خنده کودکانه و زیبات ،یک نگاه پاکت را با دنیا عوض نمیکنم چرا که دنیای من تویی؛ صدای زیبات بهترین آواز زندگی ماست و حضور زیبات روشنایی خانه ما؛ بهترین ها را از خدا برات آرزو میکنم، امیدوارم در طول زندگی به تمام خواسته هات برسی ...
22 ارديبهشت 1393

بازم هفت ماهگیت

سلام پرهام خوشکل مامان و بابا،یکی یک دونه ما ،عزیز دلم ماه هفتم زندگیت بسیار خوب بودش برات چون بازم پیشرفت داشتی تو در 7 ماه و 20 روزگی خیلی زیبا و واضح دد....دد را گفتی الهی من فدای دد.. دد گفتنت بشم پسرکم. حالا دیگه عزیزم وقتی نزدیک توپتم که میبریمت پاتو بلند میکنی و بهش شوت میزنی اما نه محکم،حسابیم شیطون شدی و بلا که هر وقت میخوام برم دست و صورتتو بشورم شیر آبو محکم میگیری و با پای کوچولوت شامپو یا هر چیزی که دم دستت باشه رو با پات بهشون ضربه میزنی کلی صداهای عجیب غریب از خودت در میاری،پرهامم مامان و بابا عاااااشقتن با تو زندگیمون زیباتر شده تو شدی دنیای ما تمام برنامه ریزیهامون حول تو هستش تمام صحبتامون در مورد تو هست خلاصه که همه چیزمون...
18 ارديبهشت 1393

پسرم............

هرگز هیچ روز زندگیت را سرزنش نکن روز خوب به تو شادی می دهد روز بد به تو تجربه می دهد و بدترین روز به تو درس می دهد اگر تو ثروتمند باشی سرما برای تو تفریح میشود ،تا پالتو پوست بخری،خودت را گرم کنی و به اسکی بروی؛ اگر فقیر باشی،برعکس سرما بدبختی می شود و آن وقت یاد میگیری که حتی از زیبایی یک منظره زیر برف متنفر باشی. کودک من! تساوی تنها در آن جایی که تو هستی وجود دارد،مثل آزادی. ما تنها توی رحم با هم برابریم. از زبان اوریانا فلاچی . . . امروز برخلاف ماههای قبل زودتر اومدم بهت تبریک بگم کوچولوی ما! بعله عزیزم 4ماهگیت هم تمام شد به سلامتی ،مثل برق و باد میگذره این روزهای زیبا، تا اون...
13 ارديبهشت 1393