پرهامپرهام، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه و 15 روز سن داره

نی نی کوچولوی ما

چشم بد دور که هم جانی و هم جانانی

اندر احوالات 26 ماهگی

پرهام زیبای من چند تا خبر خوب دارم یکی که خودم کلی باهاش ذوق میکنم اینه که خود خوشگلت چند تا شعر کوتاه رو حفظی و هر روز برام تکرار میکنی یکیش یه توپ دارم قلقلیه که خیلی قشنگ میخونیش و البته صداتو برات ضبط کردم و یکی هم تپلویم تپلو اینم خیلی بانمک میخونی و تاب تاب عباسی و خودتم کلی خوشحالی از اینکه میتونی بخونی وقتی برات شعر میخونم یا ترانه های کودکانه میزارم اول خوب گوش میدی و هیچی نمیگی البته خیلی با اشتیاق گوش میدی بعد ار چند روز همینا رو برام تکرار میکنی ولی هنوزم نتونستی رنگها رو بشناسی با اینکه کلی باهات کار میکنم ماشاالله علاقه شدیدی به دفتر و مداد رنگات داری و وقتی از بیرون میایم خونه سریع میگی دترم کداس؟یعنی دفترم کج...
5 آذر 1394

26 ماهگی گل پسر

سلام عشق کوچولوی خودم...... 26 ماه زندگی با تو یعنی عشق ،26 ماه مادر تو بودن یعنی افتخار،26 ماه داشتن تو یعنی نعمتی بزرگ از طرف خداوند؛خدا را شکر که تو را داریم و 26 ماه متفاوت را تجربه کردیم ، خوشحالم به خاطر حضور زیبای تو در کنارمان و خیلی دووووووووست دارم پرنس کوچولوی خودم که دیگه الان کوچولو نیستی ولی برای من همیشه کوچولو میمونی. 26 ماهگیت مبارک دوست دارم هواتا......... ...
5 آذر 1394

25 ماهگی پرهام من

سلام..... پسر خوشگل مامان و بابا 25ماهگیت مبارک عشق خودم، عزیز دلم کلی از تولدت و بعد از اون  عکس دلریم ولی چون  میتونم با موبایلم آپلود کنم فعلا نمیزارم تا بعد .... کلی هم پیشرفت کاری و رفتاری داشتی که به نسبت بد نیست عزیزم من خیلی رنگا و اشکال هندسی رو باهات  کار میکنم  اشکال هندسی  رو یاد گرفتی ولی رنگا رو هر کاری میکنم اصلا توجه نمیکنی که یاد بگیری موقع  کار کردن باهات کلی شیطنت  میکنی  بازی گوشی میکنی   نمیدونم مقتضی سنته یا اینه که فقط تو این طوری هستی،در مورد عادات غذاییتم  که فقط و فقط  ماست و دیگر هیچ  نمی دونم چه کار کنم  ،پسرم  عاشقتم فکر میکنم برات کم وقت...
25 مهر 1394

پرنس دو ساله ما

کودکم  آرام آرام قد می کشد و من در سایه امن صداقت ناب کودکانه اش بزرگ می شوم... او میرقصد و من  آرام آرام نوای کودکانه اش را زمزمه میکنم ؛او می خنددو من از شوق حضور  و بودنش اشک میریزم. او آرام  در آغوشم آرام میگیرد و من تا صبح از آرامشش آرام میشوم. او پرواز میکند و من شادمانه آنقدر می نگرمش تا چشم هایم جز او هیچ نبیند او بازی میکند.......کودکانه.......عاشقانه........می پرد......حرف میزند........به زبانی که کسی  جز من  نمی فهمدش و دنیا را می بیند و طبیعت را حس میکند........ خدا را می بوید. و من.......... کودکانه در سایه ی  بزرگیش پتهان میشوم تا از گرمای  دست نوازش غیب بی بهره نمانم. کودکم دوس...
23 شهريور 1394

چند مورد جا افتاده از بیست و دومین ماهگرد

پسر گلم این رو هم یادم رفته بود توی پست قبلی بگم که گل پسر خودم در اولین روز مرداد  یعنی دقیقا  وقتی که تازه ده روز وارد 22ماهگی شده بودی شیر خشک رو هم ازت گرفتیم ،اما به جاش همش شیر پاستوریزه میخوری فقطم با شیشه به هیچ عنوان حاضر نیستی با لیوان شیر یا شربت و آبمیوه بخوری و این شیشه رو کنار بزاری بازم مشکلی نداره انشالا که اینم بتونم مثل بقیه چیزا ازت بگیرم.
18 شهريور 1394

من ... مادر دو ساله

                                          دلم ضعف میرود برای دنیای مادری                                               دنیایی که متعلق به خودت نیستی همه جا حضور کسی را احساس میکنی که  آنقدر بی پناه است که آغوش تو آرامش میکند       آنقدر کوچک است که دست های تو هدایتش میکند         آنقدر ضعیف است که شیره جان تو پرورشش می دهد            مادر را دوست ...
18 شهريور 1394

عکس......23و 23 ماهگی

با بابا بزرگ جون تو راه یاسوج ؛سی سخت اول شهر سمیرم کنار باغ سیب برای ناهار پیاده شدیم.. تو خوشکل و ثنا دختر عموت..... بازم پرهام و دریاچه و .... اینجا هم که دقیقا مثل بابا ایستادی و انگار که تو رفتنی داری فوتبال تیم ستارگان نگاه میکنیی... خودت و مبین پسر خالت.....   ...
17 شهريور 1394

22و 23 ماهگی .....

سلام تاج سر خودم ...... 22 ماهگیت و 23 ماهگیت مبارک میدونم کلی بی انضباط شدم و اصلا سر خود ماهگردات نمیام وبت و خیلی دیر میام  تو ببخش ..... البته 50% مقصر خود خوشکلتی که دیگه وقتی برام نزاشتی ، تا دلت بخواد شیطون شدی و بهونه گیر ،من بهونه گیریاتم دوست دارم عزیز دلم  فقط همیشه سالم باش ،غرم بزنی اشکال نداره،عزیزم این روزا تقریبا طوطی شدی هر چه ما میگیم و عینا تکرار میکنی ، تقریبا همه چی رو خوب میشناسی و همه چی رو با اسم واقعی خودش میگی، لغتای زیادی میگی نمیتونم دونه دونه بنویسم، کلا از حرف زدنت راضیم ،توی این ماه یه تکه کلام با حال داری که همش میگی مامانی ترتیدی...؟ نترس.یعنی مامانی ترسیدی بعد  خودنم میگی نترس صدات و برا...
17 شهريور 1394